مرتضى راوندى

191

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كشور دخيل بودند مبدل به مالكين بزرگ اراضى شدند و برخى از آنان نيز از شركت در امور بازرگانى روىگردان نبودند . بسيارى از رؤساى قبايل و عشاير ، در طى فتوحات در نواحى مختلف سرزمين پهناور خلافت اموى ، صاحب اراضى وسيع گشتند . اينان در شهرها نيز اموال فراوان داشتند . . . و تكيه‌گاه قدرت خلفا را تشكيل مىدادند . در املاك اين بزرگان ، كار بردگان به ميزان وسيعى مورد استفاده قرار مىگرفت . تمام دستگاه دولتى خلافت كه بار سنگينى بر دوش مردم زحمتكش بود نيز به نفع اين گروه اعيان و بزرگان مىچرخيد . عباسيان با خود چه آوردند ؟ سى چهل سال اول حكومت عباسيان نشان داد كه پايهء اجتماعى حكومت ، همان است كه در عهد خلفاى اموى بود . عامهء مردم نه‌تنها چيزى عايدشان نشد بلكه برعكس ، اندك‌اندك ، ميزان خراج و مقدار بيغار يعنى احداث مجارى تازهء آبيارى و بناى كاخها و حصار و شهرها و غيره نسبت به دوران پيشين افزايش يافت . بيشتر تغييرات در تركيب كلى طبقهء حاكم صورت گرفت . در عهد عباسيان مشاغل عاليهء دولت از انحصار اعراب بيرون آمد و نمايندگان اشراف ايرانى و مالكين اراضى ( دهقانان ) نيز به مشاغل مهم منصوب گشتند . اشراف مزبور از نهضت و پيروزى عباسيان نفع فراوان بردند . اشراف ايران در دستگاه خلافت عباسيان ، تقريبا برابر با اعراب ، مشاغل دولتى را اشغال كردند . يكى از نخستين ايرانيانى كه مقامات عاليه را شاغل گشت دهقانى از اهل بلخ و صاحب اراضى وسيع به نام خالد بن برمك بود . نخستين خلفاى عباسى مىكوشيدند به بزرگان و اعيان ايرانى تكيه كنند ، و تصميم گرفتند پايتخت را نزديكتر به ايران برگزينند . » « 23 » بنى عباس با ابو مسلم ، چنان كه ديديم ، با حق‌ناشناسى بىسابقه‌اى رفتار كردند . آنان نه تنها نسبت به ابو مسلم ظنين بودند ، بلكه « . . . در مسائل اساسى سياست داخلى نيز ميان ابو مسلم و خليفه توافق نظر وجود نداشت . وى علىرغم خلفا و اطرافيان نزديك ايشان معتقد بود به مواعيدى كه مبلغين عباسى ، ضمن دعوت مردم به قيام عليه امويان ، داده بودند ، بايد وفادار ماند . بيشتر گفتگو بر سر تقليل خراج و بيغار بود ، ولى با وجود شدت اختلاف نظر با عباسيان ، هنوز در قطع رابطه با ايشان ترديد داشت و گويى تغييرى را در روش ايشان انتظار مىداشت . ولى توده‌ها مصممانه‌تر عمل كردند . مردم همه‌جا از رفتار نخستين خلفاى عباسى اظهار يأس مىكردند . روستاييان آشكارا مىگفتند كه خون خود را براى آن نريخته‌اند تا سر به اطاعت عباسيان ، كه كارى براى ايشان نكرده‌اند ، فرود آورند . هنوز يك سال از خلافت عباسيان نگذشته بود كه در مجاورت مرز ايران واحهء بخارا در سال 134 ه . ( 751 م . ) نايرهء عصيان عليه سلالهء عباسيان افروخته شد . شخصى شيعه به نام شريك بن شيخ المهرى در رأس قيام قرار گرفت . » چنان كه قبلا گفتيم ، عدهء زيادى از كسبه و پيشه‌وران و كشاورزان به اين نهضت پيوستند ولى ابو مسلم على رغم مصالح شخصى و منافع ملى ايران ، به طرفدارى

--> ( 23 ) . همان ، ص 196 به بعد ( به اختصار ) .